تبليغاتX
خانوم مارپل
     
 

خانوم مارپل

 
 

متهمان ردیف اول

♥♥عكسستان♥♥

~خانوم مارپل در وردپرس~

وبلاگ كلوب تفريحي عكسستان

یه دختر 20 ساله

مـــــــــــــــــن آزادم ..ااااا

قزن قلفی

بولوت

آقای زیپ و خانوم زیگزاگ

من نوشا هستم

کلبه سفید

سیرترشی متاهل

مداد رنگی

نوشته هاي يك جوان ایرانی

بلاگ می

elipo

دل نوشته های من

این وبلاگ بد آموزی دارد

گیلاسی

sober

من و خودم!

بوف بینا

نقاش دلها

اردیبهشتی تمام عیار

میس مِـــــــری

مــریــم بـــانــو و همســـری!

س پ ی د ا ر

مرئـــــی های یک دختر نامرئـــی

Miss.Sun & Mr.Moon

قالب وبلاگ

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 

Powered by  MyPagerank.Net

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

     
 

تولدم مبارک!

 

اولا خیلی ذوق میکردم که تولدم داره از راه میرسه ولی امسال نمیدونم چرا مثل سالهای قبل نیستم یعنی حال و حوصله مهمون و جشن همیشگی رو ندارم شاید واسم تکراری شده انگار یه وظیفه شده که همه بیان و کادو ها شونو بدن و برن!

دلم تنوع میخواد یه مهمونی توپ آدمای توپتر کادوهای توپترتر  البته تقصیر اون بنده خداها هم نیست میدونن که همه چی دارم ترجیح میدن پول و سکه بدن که خودم هر چی دوست دارم بگیرم یعنی رفتم خرید کنم مونده بودم چی بگیرم واسه خودم ولی خوب مگه میشه دست خالی برگردم از خرید

ولی خوب با تمام این تفاسیر تولد خیلی دوست دارم چه مال خودم باشه چه مال بقیه حس خوبی دارم تو مهمونی و جشن و شادی

زمستون رو دوست ندارم ولی به خاطر ماه بهمن ارادت ویژه ای داریم بهش xlove_huh.gif : 29 par 34 pixels.

یه ست گردن بند و انگشتر سواچ دیدم خیلی خوشگل و نازه امروز میخوام برم نمایندگی سواچ خدا کنه داشته باشه بعد یه عمری از یه چیزی خوشم اومده

کادوهامو دوست دارم ایندفعه دیگه از ادکلن و پول و سکه تکراری خبری نیست البته از طرف خودمونhappytongue.gif : 19 par 26 pixels.

خب بریم سر اصل مطلب 

بیست و چند سال پیش در چنین روزی یه دخمل ناز و گوگولی مگولی روز شنبه۱۱ بهمن ساعت ۱۸:۱۵ با ۳کیلو و ۳۵۰ گرم و با قد ۵۰ سانت با پوست سفید و چشمهای روشن تو بیمارستان به دنیا اومد!Happy Dance

دخمل اول خانواده و تنها نوه دختر موجود در فامیل و البته بزرگتر از بقیه نوه ها  به من چه که بقیه نوه ها کوچیکن!

اینم از جورابای صورتیه من

بعدا تو یه پست جدا بیشتر از خودم میگم 

میدونم بی سر و ته شد راستش وقت ندارم و کلی کار نکرده!

تا آخر هفته هم سرم شلوغه و یحتمل دو سه روزی تهران نیستم

 


یکشنبه یازدهم بهمن 1388 |

 
     
 

میکس

 

چند دقیقه بعد نوشت : یووووهووو قالبم درست شد

اَهَم اخبار:

*گفته بودم سرما خوردم که خوب شدم ولی یه نمه حالا نمه نمه بیا تو بغلم سوسن خانوم..(هیییی یکی منو از پریز بکشه بیرون!) بعله یه نموره (باز بگم نمه ایندفعه رفتم رو پیست رق*ص) یه کوچولو سرفه مونده که اونم واسه هوای خشکه که گلومو خشک میکنه 

*مامان هم که خیلی خوبه و به راحتی میتونه راه بره و مدتیه فیزیوتراپی میره البته یه مختصر دردی داره که اونم به مرور زمان حل میشه

*هفته پیش این کامی جون (کامپیوترم بابا من با کامی مردم چیکار دارم) به پت پت افتاد واسه خودش هارد پکوند و خلاصه زندگی رنگ شیرینی به خودش گرفت مخصوصا اینکه کلی عکس مهم و ارجینال و کلی فیلممممم دانلود شده همش پرید  حالا میشه خونگی ریکاوری کرد؟! 

*آقای اولویت هم که به خاطر امتحاناش فعلا ازش خبری نیست امان ازین امتحانا که باعث به تاخیر افتادن اوامر خیر میشن!   به قول یکی : این امتحانا هم که مایید گارو!!
۳ تا کم بودن که هفته پیش شدن ۴تا! مستر اولویت که فعلا صدر جدوله تا ببینیم چی پیش میاد
مامانِ یکی ازین ۳تا گفته که تا اواخر ژانویه میاد ایران برای امر خیر نمیدونم چجوری باید دست به سرش کنم

*یادتونه که قبلا گفته بودم کلاس میرم و اینا هوم؟ امتحانش رو هم ۲ ماه پیش دادم نتیجه اش هفته پیش اومد قبول شدم  اگه بخوام برم اولا اینکه تهران نیست دوما اینکه ۲ سال طول میکشه و چیزی که منو دپ کرد اینکه اگه قضیه اولویت! جدی بشه چیکار کنم؟؟ هم رشته ام رو دوست دارم هم اینکه میخوام ادامه اش بدم چون به دلایلی خیلی عقب موندم از درس و دانشگاه ( که اینم داستان داره که اگه لازم شد بعدا میگم)

*دیگه اینکه آقا من نمیدونم چرا بعضی ازین پسرا ادعاشون میشه که خیلی زرنگن و باهوش در صورتیکه هیچی نیستنا واقعا نیستن! هفته پیش یه حال اساسی از یکیشون گرفتم (شما بخون ضایع کردمش) که فکر کنم بره خودکشی کنه !
منم که با غریبه جماعت مثل هاپو هستم اونایی که دیدن میدونن اولش زیاد به غریبه و کلا کسایی که حس خوبی بهشون نداشته باشم رو نمیدم واسه همین سوتفاهم واسه بعضیا پیش اومده که من مغرورم و بی احساس! منم که حساس!

خلاصه اون یارو که واسه من حکم مزاحم داشت رو دک کردم طوری که اصلا فکر نمیکرد زود بشناسمش مثلا به خیال خودش خیلی زرنگ بود و میخواست ۲هفته بعد که میاد تهران به من بگه کیه ولی به ۳ روز هم نکشید!

البته یه اعترافی بکنم که اولش فکر میکردم که نکنه آقای اولویت باشه که شمارمو داره میخواد امتحانم کنه ولی با اون شماره موبایل ۹۱۲ شک کردم که از اون ور آب چطوری اس ام اس میاد بدون پیش شماره اونور آب ولی یادم میوفتاد که قبلا هم به موبایلم از امریکا زنگ زدن شماره ایرانسل افتاده بود!
کلا بد جوری گیر افتاده بودم آقا بد جوری! که بماند این خانوم مارپل بودنم چجوری ضایعش کرد که دیگه ازین غلطا نکنه حوصله دردسر هم نداشتم و گرنه میدونستم از کجا پیگیری و شکایت کنم!
که متوجه شدم که آقای اولویت بیچاره اینقدر پر رو و بی شخصیت و بی خانواده نیست!

نمیدونم چه کسی یا چه کسانی شماره و اسم من رو دادن به اون آقا و دوست هم ندارم بدونم و نمیدونم اینجارو میخونن یا نه ولی هر کی بوده باید بگم اصلا کار خوبی نکرده و من اصلا راضی نبودم و نیستم و نمی بخشمش چون با این کارش نزدیک بود نتیجه خیلی چیزا برام عوض بشه 

تو این چند روز انگار تو جهنم بودم اعصابم خورد بود ازینکه یه نفر بهم بگه میشناسمت و جایی دیدمت ولی من اونو نشناسم و اونم هی بازی در بیاره

من به خودم و کارام مطمئن بودم و به خودم شکی نداشتم هیچ قدم کجی برنداشته بودم که بخوام بترسم به همین دلیل فهمیدم اون آقا من رو کجا دیده! چون اهل رفیق بازی و ددر دودور نیستم که آمارش از دستم در بره!

 اضافات۱ : مایید گارو (واسه اونا که بچه مثبتن) جای م و گ رو عوض کنن البته نه با صدای بلند

 اضافات۲ : این قضیه ربطی به پست قبلی که حذف شد نداره ها

 اضافات۳ : تیکر بالای وبلاگ رو دارین که؟ اووووخی ۶ روز دیگه به دنیا میام babyboy.gif : 14 par 21 pixels. 

 اضافات۴ : اون دسته از خصوصی نویس ها رمزاتونو برام بزارید پلیز و همینطور آدرستون رو victory2.gif : 28 par 29 pixels.  


دوشنبه پنجم بهمن 1388 |

 
     
 

:(

 

حذف شد

ظاهرا برداشت من ازین پست با برداشت بقیه فرق میکرد و باعث سوتفاهم شد

مخاطب خاص :

یه کم خودمو پیدا کنمو به قولی ریکاوری بشمو برمیگردمو اینا

 نه که خودمو گم کردم واسه اون  تابلوئه که حرف و رو تازه یاد گرفتم؟

خاص نوشت: همچنان دوست دارم عشقولی من


پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388 |

 
     
 

F1

 

 نظرات کارشناسان برنامه به ادامه مطلب پیوست شد! wedgietariant.gif : 33 par 50 pixels.

 

یکی از دغدغه ها و نگرانی های من در امر ازدواج و تشکیل خانواده و این بساط ها دیدن رفتار و برخورد مامان و بابامه!

حالا میگم خدمتتون دلیلش رو! دلیلش اینه که اولش بزنم به تخته چشم حسود کر و گوش شیطون کور! که اینا هر چی از سال ازدواجشون دور میشن عاشقتر میشن!

یعنی واقعا من هم لذت میخورم هم غبطه میبرم به این نوع رابطه و علاقه ای که بین ایناست! بعد مقایسه میکنم با این ازدواجهای ناموفق و دعوا مرافعه هایی که بین خانواده های دیگه اس اونوقته که استرس منو در بر میگیره در حد خدا 

خداروشکر ما تو فامیلمون مشکل و خدای نکرده طلاق نداشتیم و شاید یکی از دلایلش موفقیتشون  ازدواج فامیلی اکثر اون خانواده ها بودن که با توجه به شناختی که از هم داشتن زندگی مشترکشون رو شروع کردن

تو این مدتی که مامانم پاش درد میکرد به وضوح رفتار و اعمال بابام رو میدیدم که چطوری عاشقانه و دلسوزانه هوای مامان رو داشت و مواظبش بود که احساس ناراحتی نکنه و سعی داشت هر طور شده حواس مامان رو به نحوی پرت کنه که درد پاش از یادش بره

فقط در مورد مامانم اینجوری نیست خیلی هوای منو و داداشم رو هم داره اگه برای مامان آبمیوه طبیعی میگیره واسه ما هم میاره که یه وقت دلمون نخواد و چشم بچه مون چپ بشه

کلا خدارو خیلی شکر میکنم واسه داشتن همچین خانواده خوبی که بهم داده که واقعا از هیچ کمکی دریغ نکردن و همیشه بهترین چیزهارو داشتیم و هر چی خواستیم فراهم بوده 



حالا من مقدمه چینی کردم برم سر اصل مطلب که تو ادامه مطلب میگم بهتون

پست قبل نه پست قبل ترش گفته بودم که یه بازی کشفیدم! حالا اصل بازی ممکنه تکراری باشه ولی نوع انجام بازی به نظرم میتونه جالب باشه!

بازی ازین قراره که شما با ۵ تا پست اول و ۵ تا پست آخرت سر کار داری یعنی اولین کلمه هر پستت رو انتخاب میکنی میزاریشون کنار هم و باهاش جمله میسازی! syellow1.gif : 21 par 29 pixels.   (اون پستی که توش قراره بازی کنی پست آخرت محسوب نمیشه)

خب نکته کنکوری داره اونم اینکه بعضیا عادت دارن اول هر پستشون یه کلمه خاصی همیشه به کار ببرن مثل سلام حالا اگه ۱۰ تا سلام بخوان بزارن کنار هم نمیشه که! یا بعضیا با شعر شروع میکنن یا ممکنه اون پستشون نوشته خودشون نباشه و کپی پیستی باشه! بهتره بگم پستهایی که فقط نوشته خودشون باشه و در واقع پست ازونجا شروع بشه بعد سلام و احوال پرسی معمول

و نکته دیگه که برای جلوگیری از هر گونه تقلب هر کلمه رو که تو بازی به کار میبرین باید لینک به اون صفحه هم بدین و برای دیدن همه پستها به صورت تیتر وار کافیه که به آدرس وبلاگتون (بلاگفا) بعد از دات کام کلمه posts رو اضافه کنین اینجوری : missmarpel.blogfa.com/posts

و بعد از بازی ۵ نفر رو دعوت کنید البته قبل دعوت نگاه کنین ببینین که آرشیوشون رو نترکونده باشن!flexibel.gif : 19 par 27 pixels.

این من و این شما و اینم بازی من!  (از راست به چپ ۵ تای اوله و از چپ به راست ۵ تای آخر) 

به / راستش / از / یه روزی / مرسی / فکر / سحر / منو / اگه / پووووووف

منو سحر یه روزی به هم پووووووف کردیم راستش اگه به هم مرسی نمیگفتیم فکر کنم بازم از اول ادامه میدادیم!
pfft2.gif : 33 par 17 pixels.pfft1.gif : 33 par 17 pixels.
 

 خب واسه اینکه جمله سازیه شاهکار منو یادتون بره تو ادامه مطلب میبینمتون
البته رمز رو هم به اونایی که باید بدم دادم پس لطفا هیشکی زحمت رمز رسانی رو نکشه!
از دوستان هم اونایی که یادم رفته یا رمز ندارن خصوصی بهم بگن ۱۰۰ البته با آدرس وبلاگشون!

عنوان پست هم تو اصطلاح کامپیوتر یعنی هلپ : کمک blackeye4.gif : 19 par 19 pixels.

بعدا نوشت : وایی یادم رفت کسی رو دعوت کنم به بازیم

پریا / الی / زیگزاگ / سیری / میس مری / مریم بانو / کلوچه / نقاش / تیناهلیا / عسل بانو / مونا / بوف بینا / فضول خانوم / فریبا  

چون سریه اوله و خودم شروع کردم تعداد زیادی رو همینجوری به صورت رندوم گفتم



پشت صفحه

شنبه نوزدهم دی 1388 |

 
     
 

هپی نیو سال!

 

فکر کنم با دیدن این عکس متوجه حال من شده باشین که در حال نگارش پست با کلی حس باشی یهو یه نیمچه برقی بره و تو رو بزاره تو تاریکی مانیتور روبروت بعد یه شِت جانانه نثار نت و بلاگفا و آی پاد روی میزت و موس و آدامس فایو (۵) و زیر لیوانی چرم اعلا! و اگزوز سمت چپ اون اتوبوسی خالی که الان با صدای بلند رد شد و خلاصه هر جنبنده و غیر جنبنده اون حوالی بکنی! آی حال میده امتحانش مجانیه

هپی نیو یر فتو نوشت! :

فعلا اینو داشته باشین تا بیام پست و بازی رو راه بندازم

پووووووووف censoredsmiley.gif : 48 par 18 pixels.


شنبه دوازدهم دی 1388 |