سلام به شما دوستای خوبم
امیدوارم که تو این هوای سرد برفی آدم برفی نشده باشید!
این قدر هوا سرده که تخم مرغ رو بذاری بیرون یخ میزنه!! میگی نه امتحان کن مواظب باش خودت یخ نزنی!!
الا ماشالا که از برکات جناب دو*لت و برف.. هم گاز داریم..هم کوچه های بدون یخ داریم..هم پروازهای منظم بدون تاخیر داریم..خلاصه همه چی داریم...!! خیلی هم خوش خوشانمان شده که اینجوری شده..! 
البته ما که بچه تهرونیم اینارو داریم
بیچاره اون بچه تهرونی که ۷۰۰ کیلومتریه تهران اردبیل زندگی میکنه چی کار کنه؟؟!
خلاصه اینکه تو ینگه دنیا این اتفاقها که میفته از بی عرضگی دولتشونه..! شما برید خوش باشید..! 
اگه این تعطیلی ادارات و دانشگاها و مدارس بهتون ساخته یه پیشنهاد میکنم که بازم بهتون بسازه اونم اینکه اگه بخاری گازی یا کلا هر چی که با گاز کار میکنه تو خونتون دارید روشنش کنید تا بتونید از تعطیلات بیشتری به خوبی استفاده کنید!!
این پیشنهاد از فکر خودم تراوش شده یه وقت فکر نکنید که اس ام اس بوده ها!!
فکر کنم که من وبلاگمو باید اسمشو بزارم هفته نامه خانوم مارپل!!
نمیدونم چرا آخر هفته که میشه سوژه ها سرازیر میشن!
فکر کنم کار روح هاست که آخر هفته که میان واسه گردش ازون بالا اون سوژه ها رو میریزن رو سر من! آخه نمیگن ممکنه که یکیش بیفته خونه همسایه اونم برداره بدون سانسور بخونه آبروی من میره؟! 
خدا بخیر بگذرونه که من این سوژه هام تموم بشه چی کار کنم؟؟! فکر کنم که باید برم مسافر کشی!!
فکر کنم که شما هم از پست های قبلم فهمیدیدن که من بچگیم چه قدر شیطون بودم!
فکر کنم اگه کتاب بنویسم پرفروش ترین کتاب تاریخ بشریت میشه! 
حیف که اینجا اجازه موتور سواری به ما نمیدن وگرنه من الان کلکسیون موتور داشتم همه جوره! مدل ۱۰۰۰ / براوو / جیبی / کتابی...!
یادمه اولین بار که سوار موتور شدم یه اتفاقی افتاد برام که واسه همه خاطره شده!
بچه که بودم سوار موتور یکی از فامیلامون شدم که اونقدر اصرار کردم که اون بنده خدا مجبور شد منو ببره با موتور یه دوری بزنیم.! منم چون کوچیک بودم جلو نشستم که از پشت نیفتم...
بعد از موتور سواری من پیاده شدم که برم طرف خونه که احساس کردم پاهام داره میسوزه نگاه که کردم دیدم ای داد بیداد ساق پام خورده به قسمت داغ موتور و قرمز شده...
چون شلوار کوتاه پوشیده بودم اینجوری شده بود.. به روی خودم نیاوردم رفتم خونه اولش کسی نفهمید بعد که نشستم رو مبل یکی فهمید همه رو خبر دار کرد!! 
تا چند روز که پماد سوختگی میزدم و میسوختم از درد... اونجاست که آدم یاد آتیش جهنم میفته!! (ولی تازگیا شنیدم به خاطر قطعی گاز آتیش جهنم هم خاموشه پس هر کاری میخواین بکنید!!)
این سوختگی که واسه من عبرت نشد چون دوباره رفتم سراغش..!
همون فامیلمون که موتور داشت یادتونه که؟؟ آره خودشه.!! اومده بود خونمون موتورشم تو پارکینگ گذاشته بود منم که سر ظهری بهونه واسه رفتن به پارکینگ نداشتم رفتم پاک کن رو انداختم پایین بعد بدو رفتم به مامانم گفتم که پاک کنم افتاد پایین میرم بیارمش!!
مامانم هم یه نگاه عاقل اندر سفیهی به من کرد که یعنی خودتی!!
منم به روی مبارک نیاوردم بدو رفتم پارکینگ! سوار موتور شدم هی با فرمونش بازی کردم الکی گاز دادم خلاصه ندید بدید بازی در آوردم دیگه!! البته موتور خاموش بودا!
این موتور سواریه منم سیرمونی نداشت لامصب!! بندر عباس رفته بودیم خونه خالم اینا که واسه یه مدتی منتقل شده بودن اونجا...
شوهر خالم یه موتور داشت ازینا که رکاب دارن شبیه دوچرخه می مونه خیلی باحاله!! دیدم که موتورش رو یه گوشه حیاط گذاشته... منم که چشام برق زد وقتی موتور رو دیدم..!
بعدش به شوهر خالم اصرار که موتور رو روشن کنه باهاش یه دور بزنیم!! اون بنده خدا هم روشن کرد برد یه دوری اون اطراف زدیم منم که حالشو بردم.!!
چشتون روز بد نبینه فرداش که شوهر خالم رفت بیرون منم یواشکی رفتم موتور رو برداشتم.. یادم بود که چه جوری روشن میشه نشستم روش روشنش کردم همینکه گاز دادم یهویی دیدم که موتور پرید محکم رفت طرف درختا منم از ترسم یه دفعه ای ترمز گرفتم که نزدیک بود پرت شم تو علفا!!
همسایه بغلی که تو حیاط بود از سروصدای موتور اومد بیرون کمکم کرد از توی اون علف ملفا بیام بیرون!!
بعد پسرش واسه اینکه ببینه موتور سالمه روشنش کرد رفت باهاش یه دوری بزنه که منم از ترس به همسایه گفتم پسرت موتور رو بر نداره بره؟!!
اونم خندید گفت نترس الان میادش!! آبرو ریزی کردم با اون حرف زدنم!
خوب چی کار کنم ترسیده بودم
موتور مردم اگه گم میشد چی کار میکردم؟!! حالا یکی نیست به من بگه اگه موتور مردم اوراق میشد چی کار میکردی؟!!
فکر کنم تا اینجا بس باشه تا بیشتر ازین خسارت به بار نیاوردم!!
راستی هیچ فکر کردین که چرا امسال بابا نوئل نیومد؟؟ نه بابا مسئله بنزین نیست کارش ازین حرفا گذشته!! بیچاره تو این سرما شلوارشو گذاشته توی چکمه اش! گرفتنش!! لابد از مصادیق تبر*ج بوده خوب!
اگه پست این هفته مون زیاد خوب نبود ببخشید چون از ترس قطعی اینترنت که اینم از خدمات برفه تند تند هر چی به ذهنم رسید نوشتم...
ای وای داشت یادم میرفت..من یه تشکر به خانومی گل بدهکارم که یه راه میانبر واسه گذاشتن این اسمایلی ها به من گفت که ازین راحت تر دیگه کاری نیست!! خیلی راحت اون اسمایلی رو کپی کنید بعد روی نوشته پیست کنید... به همین سادگی و به همین خوشمزگی!! 
شب و روز برفیه خوبی رو براتون امیدوارم!!