آقا ما اجازه آقا ما حس نوشتن نداشتیم اصلا حس و حال هیچ کاری نداشتیم نه وبگردی نه وبخونی نه وب بازی 
این چه بلاییه که سر همه جوونا اومده هر جا میریم دیگه شور و نشاط مثل سابق نیست یه تحولی لازمه
الان داشتم پستهای سال پیشم رو میخوندم چه با انگیزه و هیجانی بودن نمیدونم شاید اسیر تکرار شدیم خدا میدونه
اما الان یه انگیزه داشتم واسه پست اونم تولد بهترین و عزیزترین دوستم یعنی نیلوفر گلم
امروز تولد زیباترین و مهربونترین و دوست داشتنی ترین مخلوق خداست

باید اعتراف کنم که عاشقانه دوستش دارم و حاضرم تمام وجودمو فداش کنم
کسی که با وجودش بهترین ها رو واسم هدیه کرد بهترین لحظه هام همیشه با وجود اون سپری شد

عزیز دلم خودت میدونی که چقدر دوست دارم با وجود گذشت ۲ سال هنوزم که هنوزه مثل اوایل دوست دارم چه بسا که دوست داشتنم بیشتر و بیشتر شده 
فقط و فقط تو میتونی من رو در اوج ناراحتی تبدیل به یه آدم شاد و خوشحال کنی 

دوست دارم و قدر خوبی و محبت و مهربونیتو میدونم
تولد مبارک گل زیبا نیلوفر عزیزم

بعدا نوشتم!! : حذف شد!