تبليغاتX
خانوم مارپل
     
 

خانوم مارپل

 
 

متهمان ردیف اول

♥♥عكسستان♥♥

~خانوم مارپل در وردپرس~

وبلاگ كلوب تفريحي عكسستان

یه دختر 20 ساله

مـــــــــــــــــن آزادم ..ااااا

قزن قلفی

بولوت

آقای زیپ و خانوم زیگزاگ

من نوشا هستم

کلبه سفید

سیرترشی متاهل

مداد رنگی

نوشته هاي يك جوان ایرانی

بلاگ می

elipo

دل نوشته های من

این وبلاگ بد آموزی دارد

گیلاسی

sober

من و خودم!

بوف بینا

نقاش دلها

اردیبهشتی تمام عیار

میس مِـــــــری

مــریــم بـــانــو و همســـری!

س پ ی د ا ر

مرئـــــی های یک دختر نامرئـــی

قالب وبلاگ

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

     
 

عشق من...!

 

شاید در جریان باشید که وزارت امور خارجه آمریکا هر ساله تعدادی کارت سبز (Green Card) به علاقمندان به مهاجرتِ آمریکا، از طریق قرعه کشی اهدا می کند. این برنامه قرعه کشی، یکی از بندهای قوانین مهاجرتهای گوناگون محسوب می شود، و دولت آمریکا هرساله این امکان را برای حداکثر ۵۵۰۰۰ نفر در دنیا فراهم می کند تا شانس زندگی در این کشور را پیدا کنند. که از این میزان در سال گذشته ۲۷۷۳ شانس به ایرانیان اختصاص پیدا کرده بود که بالاترین آمار در چندین سال اخیر محسوب می شود.

ثبت نام برای شرکت در این قرعه کشی هر ساله حوالی ماههای نوامبر و اکتبر (مهر و آبان) از طریق پایگاه اینترنتی www.dvlottery.state.gov انجام می گیرد، و مراحل کار بسیار ساده و کاملاً رایگان است! امسال نیز ثبت نام برای گرین کارت سال ۲۰۱۱ از دوم اکتبر (۱۰ مهر ماه) آغاز شده است و تا ۳۰ نوامبر (۹ آذر ماه) ادامه خواهد داشت.

برای ثبت نام در این قرعه کشی شما به غیر از اطلاعات شناسنامه ای خود (نام و نام خانوادگی، تاریخ تولد، تابعیت و…) و یک عکس ۶۰۰×۶۰۰ پیکسل (با شرایط مندرج در این صفحه) به چیز دیگری نیاز نخواهید داشت.

من در پستهایی که سالهای پیش در این همین رابطه نوشته بودم، به برخی از جزئیات ثبت نام هم اشاره کردم، شما می توانید با مراجعه  و خواندن کامل این راهنمای فارسی، براحتی فرم ثبت نام را تکمیل کنید.

منبع : بلاگ نوشت

خب این از گرین کارد که گفته بودم حالا بریم سر نوشته های خودمون

تازگیا رفتم جایی!! ثبت نام سه روز اول هفته کلاس دارم البته ۳ جلسه عقبم چون دیر ثبت نام نومودم ولی بیشتر از کلاس ذوق و شوق خرید داشتم که برم به قول بچه ها دفتر مداد بگیرم چیه چرا میخندی ۲ سال از علم اندوزیم گذشته دیگه نزدیک بود عقده ای بشم که حتی به یکی پیشنهاد دادم اول مهر من برم به جاش مدرسه البته بعد از خرید دیگه باید خودش بره

دیروز واقعا هم روز بدی بود هم روز خوب و هم خییییییلی خوب که خوبیش به همش چربید

بدیش این بود که دیروز با یه بنده خدایی اس ام اسی جر و بحث کردم که نزدیک بود دعوا بشه که البته خودش میدونست دلیل اینکارمو که بعدا اعتراف کرد که حق با منه!  حالا نیایی اینجا خودتو لو بدیا واسه خودت میگم

خوبیش هم که با مامان رفتیم بیرون به قصد خرید کفش واسه من که آخر سر به جای کفش با یک عدد ساعت قهوه ای استیل مارک GUCCI که فقط هم همون یه مدل رو داشت که چشم رو گرفت رفتم تو مغازه بعد مامان اومد با چشمای گرد که وایی اینهمه ساعت داری تو این دیگه چیه! منم اینجوری  گفتم ببین چه خوشگله ازین حرفا که مامان هم گفت پس کادو تولدته گفتم خسته نشی یه وقت نخیرم این هویجوری واسه دلم بود اومدیم خونه به بابا گفت کادو روز دخترشه

چیزی که منو بیشتر راغب کرد بگیرم علاوه بر تک بودن و خوشگلیش اون گارانتی های تپلش بود که ۳سال گارانتی برای خود ساعت و رنگ و بدنه اش و گارانتیه مادام العمرش برای تعویض رایگان باطری و نگینهای روی ساعت

اومدیم بیرون طبق معمول رفتم عطر فروشی مورد علاقم (تو گیشا مغازه غنچه بعد از کانال) اونایی که گیشا رو میشناسن حتما اون مغازه رو هم دیدن صاحبش یه آدم فوق العاده حرفه ایه که خیلی خوب کمکت میکنه تو خرید عطر و ادکلن مورد نظرت حتما یک بار امتحان کنید مشتری میشید

(فکر نکنید یه وقت فک و فامیله یا آشناست دارم تبلیغ میکنم من خودم بار اول که رفتم خیلی عالی کمک کرد اگه شما ندونی که چه عطری میخوای بخری فقط با چند تا سوال ساده عطرت رو میزاره جلوت!) 

آره خلاصه رفتم اونجا دوباره عطر خریدم البته دم دستی چون قبلیه حدودا ۳هفته پیش خریده بودم هم گرون بود هم خیلی مجلسی واسه همین یه دم دستی گرفتم که بازم کلی پیاده شدم

آها عشق من لوازم التحریر  کلی خرید هم از این نوع داشتم کلاسور و خودکار و مدادنوکی و پاک کن و تراش و حتی مدادرنگی  چیه خب واقعا لازم داشتم البته به نظر خودم  که امروز باز رفتم خرید چون دیدم خرید قبلیه کمبودایی داشت

وایییییی دیشبم با دیدن یه پی ام خصوصی که منتظرش بودم به بهترین نحو گذشت یعنی شوکه شدما دستم یخ زده بود الانم یخ زده از خوشحالییییییی ( الهی قربونت برم من که خوشحالم کردی )

الانم برم بشینم یکمی به کارای کلاسم برسم (شما بخونید بازی با لوازم التحریر) البته عنوان و دلیل کلاس فعلا سکرته

                                                            خاصنوشت:فدایتوبشمعشقمندوستدارممممممممم


چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 |

 
     
 

عنوان یوخدی!

 

خیر سرمون خواستیم ایندفعه سرشب آپ کنیم نشد از نیمه شب گذشته هنوز آپ نکردم نمیزارن که آدم به امورات وبلاگیش برسه که ایشششش

// ۲ روز پیش یادم افتاد که ۲۲ این ماه شارژ ای دی اس الم تموم میشه ( فهمیدین که من ای دی اس ال دارم اونم با سرعت خفن  ) خلاصه رفتم چک کردم دیدم از ۱۵ گیگ حجم ۸ گیگش مونده هنوز و تو این چند روزه به صورت عادی تموم نمیشه واسه همین رفتم تو سایتهای دانلود فیلم تا الان حدودا ۱۷ /۱۸ تا فیلم جدید دانلود کردم آی حال داد  فعلا که ۲ گیگش مونده که اونم گفتم تا کل نتم نپریده بیام آپ کنم بعدش برم بازم دانلود //

ساعت ۸:۳۰ بود گفتم سریع آپ میکنم تا این سریال دلنوازان شروع نشده  چون داشت فیلم دانلود میشد واسه اینکه سرعتش کم نشه صبر کردم تا تموم بشه که ازون ور سریال شروع شد با ۱۵ مین تاخیر رفتم سریال رو دیدم بعد اینکه سریال تموم شد گفتم تا شمس العماره شروع نشده بیام آپ کنم که مامان صدام کرد واسه شام مجبور شدم برم شام رو بچینم و بخوریم که شمس العماره شروع شد نشستیم اونو دیدیم بعد که شمس العماره تموم شد که بعدش نشستیم گپ و گفتگو دور هم بساط  میوه و چای هم به راه بود بعد نصفه نیمه برنامه نود تا ساعت شد ۱۲ که منم دیگه بیخیال آپ شدم و تو این مدت ۲تا فیلم دانلودیدم

بل نسبت گلاب به روتون ساعت ۱ اومدم نشستم پای پی سی جان که هم وبلاگ رو آپ کنم هم به کلوب برسم هم وبلاگهای نخونده رو بخونم که تا ساعت ۲ به بعد به هیچکدومش نرسیدم

چون پدر جان واسه اینکه مامان جان بخوابه و چراغ روشن نباشه اومد اتاقم رو تختم نشست شروع کرد به روزنامه خوندن بعدش دفتر دستکش رو آورد و شعرهای نصفه نیمه اش رو تکمیل کرد منم که نمیتونستم عملیات اودیسه رو در جوار پدر جان انجام بدم واسه همین بازم طول کشید!  

( پدر جان تازگیا بدجوری جدی جدی افتاده تو دور شعر گفتن قبلا هم جسته گریخته میگفت ولی این دفعه دنبالشو گرفت که الحق شعراش خیلی جالب و خوندنی و گاهی بامزه شده تازه به دو زبون هم شعر میگه  

پیغام گیر خونمون رو هم خودش شعرش رو گفته که خیلی خیلی جالبه واقعا تحسینش میکنم واسه اینهمه ذوق و هنری که داره که یک اپسیلونش به من میرسید الان نابغه بودم!

فقط شعر نیست خیلی کارهای دیگه هم انجام داده که به قول مش رحمت (شمس العماره) حمل بر خودستایی نباشه کلی واسه خودش هنرمنده ولی شغل اصلیش چیزه دیگس اونم به نوبه خودش هنر محسوب میشه

گفتم تکیه کلام مش رحمت (شمس العماره) که هی میگه بل نسبت / گلاب به روتون / حمل بر خودستایی نباشه/ یاد مش قاسم (پرویز فنی زاده) فیلم دایی جان ناپلئون افتادم حالا شباهتش عمدی یا غیر عمدیه خیلی جالب از آب در اومده مخصوصا که خیلی بیربط و بی موقع این تکیه کلام رو استفاده میکنه که باعث جذابیت شمس العماره میشه 

تو این سریال رویا تیموریان (پری خانوم) به خوبی نقش یه زن فضول ولی دلسوز رو بازی کرده که به نظرم بار اصلی فیلم رو دوش این شخصیته چون وقتی تو سکانسی حضور نداره نبودش به شدت محسوسه و من کشته مرده اون خنده های زیر زیرکی و حرکات پانتومیم وار دستهاش هستم که هر چی میگه از حرکت دستهاش بهره میبره !! 

از حق نگذریم مرجانه گلچین (زیور) خیلی خوب تونسته نقشش رو ایفا کنه مخصوصا قسمت یوگا و تمرکز و اینا

خلاصه این سامان مقدم واقعا گل کاشته بعد یه مدت یه سریال جالب از تی وی دیدیم فقط خدا کنه مثل همه سریال های آب دوغ خیاری تموم نشه که ضد حال میخوریم اساسی ( از سری یادداشتهای یک مارپل منتقد)

حالا صحبت از تی وی شد مژده جان یه بازی دعوتم کرده با این عنوان : نامه به خانم برومند به خاطر همکاری ای که قراره با صدا و سیما برای ساخت سریال ” گربه های ایرانی ” داشته باشن. قضیه اینه که ما از هنرمندایی مثل ایشون توقع داریم حداقل تا مدتی که تلویزیون اینقدر برنامه هاش پر از دروغ و فریبه به نشونه ی اعتراض فعالیتشونو متوقف کنن… 

سلام خانوم مریضه برومند  

خانوم برومند من به شما علاقه مندم ولی نه اون علاقه مندی معروف! که معرف حضورتون هست که بیشتر تحقیرانه بود!!

نوع علاقه مندی من از نوع تحسین و  تبریک به کارهای زیبا و جاودانه تون هست که بعد گذشت سالیان سال هنوز زنگ صدای زیر اعظم خانوم(مریم سعادت) و نوک زبونی صحبت کردن آقای جمالی(رضا فیاضی) و پسر شیطونشون امیر آقا جمالی(مانی نوری) و دست پاچگیهای آقای پدر(امیر حسین صدیق) و لوس حرف زدنهای مادر خانومی(لیلی رشیدی) رو هرگز از یاد نمیبرم

این تنها یک نمونه از کارهای موفق و زیبای شما بود اگه بخوام از مدرسه موشها و آرایشگاه زیبا و هتل و کتابفروشی هدهد و... نام ببریم و کالبد شکافی کنیم شاید هفته ها طول بکشه و از توان ما خارجه!!

بگذریم! مهم هنر درونی وجود شماست که حیفه برای مکانی صرف بشه که برای کشته شدگان حوادث اخیر پشیزی اهمیت قائل نبود و حتی گاهی وجودشون رو انکار کرد

نظر و دیدگاه شما محترمه و مختارید در هر نقطه و مکانی فعالیت داشته باشید ولی نذارید نظر و دیدگاه ما عوض بشه . به خاطر جاودانه موندن طعم خوش کودکیمون

وای نفسم بند اومد من و چه به رسمی و ادبی نوشتن

اضافات :پست بعدی در مورد گرین کارده (لاتاری) که این دفعه زود شروع شده  

آها راستییییی اصل کاری یادم رفت اینجا هم یه سر بزنید و بیش از بیش شرمنده ام کنید  

هر کی شرمنده ام کرد بهم بگه ما هم از شرمندگیش در بیاییم البته این فقط در جهت تلافی و عرض ادبه و گرنه لازم به یادآوری نیست ما خودمون اسم وبلاگهای منتخبمون رو وارد میکنیم و مطمئنا حقتون محفوظه   


سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 |

 
     
 

هستم ولی خستم!!

 
به حول و قوه اللهی همچنان زنده ایم و نفسی میدیم و میگیریم

نمیدونم به خاطر این فصل مزخرفه پاییزه یا کمی سرما خوردگی اینجانب یا قطع بودن ۲ روزه نت که افتاد دست س.پ.ا.ه و قرار شده کد تهران رو از ۰۲۱ به یازهرا تبدیل کنه باعث شده من بی حوصله و نا امید بشم یا علل دیگه ای داره

این چند روز که نبودم راستش دلم واسه نت تنگ نشد نمیدونم شاید به خاطر تکراری بودنش بوده یا خستگی خلاصه بیلمیرم بدجوری کسلم

از دوستان عزیزم هم که با فحش و دعوا مرافعه و سمعی و بصری و دوستانه و غیر دوستانه خواستار آپیدن شدن واقعا تشکر و قدردانی میکنم که همواره به یادم بودن (عجب جمله بندی!)

بوخودا من وبلاگ همه رو تا اونجا که وقتم اجازه داد خوندم ولی شرمنده که رد پایی نذاشتم ایشالا بعدا با کفشهای گلی از خجالتشون در میام

بدبختی دایل آپم نیستم که بگم وبلاگهاتونو آفلاین میخونم نمیتونم کامنت بزارم ولی دفعه دیگه باید بگم با گوگولی ریدر میخونمتون امکان کامنت نیست

میدونم هیچ کسی محتاج کامنتهای من نیست ولی خودم شخصا دوست دارم اون وبلاگهایی که میخونم رو اگه نظری دارم بگم و اگه نه صاب خونه رو از اومدنم آگاه کنم

ایشالا از مود بیحالی در بیام بازم میام با نوشته هام رو اعصابتون صخره نوردی میکنم

مرسی برای اون دسته از دوستان با معرفتم که همیشه شرمنده ام میکنن دمتون گرم


یکشنبه دوازدهم مهر 1388 |