خودم میدونم که خوب نمی نویسم
خودم میدونم که جذاب و گیرا نمی نویسم
خودم میدونم که نوشته هام به درد لای جرز دیوار یا هر جایی! نمیخوره
خودم میدونم که نسبت به قبل کلی افت داشتم نه اینکه قبلا شاهکار بودم واسه همون
خودم میدونم که نوشته هام باب میل بعضیا نیست (خودت میدونی منظورمو )
خودم میدونم اونقدر دیر به دیر آپ میکنم که اون چند تا خواننده هم که دارم میپرن
خودم میدونم که دیر به دیر به دوستام و وبشون سر میزنم که شاید از من دلخور بشن و نیان
خودم میدونم که اونقدر قدرت نوشتاری بالایی ندارم که ملت محسور نوشته هامو خاطراتم بشن
خودم میدونم که شاید این قدرت رو داشته باشم که بتونم از لحاظ نوشتاری و نگارشی اونقدر قوی باشم که جادو کنم ولی امان از اعتماد بنفس نداشته ام
.
.
.
.
.
.
همه اینا و کلی چیز دیگه هم میدونم ولی یه چیز رو نمیدونم اونم اینکه با اینهمه عیب و ایراد چجوری به جشن دعوتم کردن؟؟ خداییش اصلا انتظار نداشتم که دعوتنامه بیاد چون نه طرفداری داره نوشته هام نه خودم
پس چجوری رای آورده این وبم
البته چند تا حدس میشه زدها یا خود پرشین بلاگ دیده وب من بیچاره رای نداره خودشونو کارمنداش چند تا رای واسه منم البته من که نه وبم کنار گذاشتن ( حتی نرسیدم به خودم رای بدم) 
یا اینکه واقعا دوستام لطف کردن و بهم رای دادن بدون اینکه من تبلیغی بکنم که ایهالناس مسابقه هست بشتابید! ( که البته این خیلی به واقعیت نزدیکه )
یا اینکه اونا قصد ضایع کردن منو دارن تو جشن که برم اونجا بگن که نه بابا اشتباه شده رتبه ای نداره وبت ولی حالا که اومدی عیب نداره قدمت رو سر چشم برو اونجا بشین اون گوشه ! بعد برن اون یکی گوشه به هم دیگه بگن ایول جمعیت داره زیاد میشه همرو جا بدین اون گوشه موشه ها 
ولی بگما من میرم اونجا بروبچ رو تشویق کنم و از نزدیک ببینمشون و لوح تقدیر اون دوستان خارجی غایب در جشن رو بگیرم ولی حالا اگه اسمم رو هم گفتن عیب نداره خوشحال میشم بزار بگن اونام خوشحال باشن دیگه 
جدا از تمام از شوخی ها از دعوتم خوشحالم حالا سرکاری باشه یا نه تو لیست باشم یا نه مهم نیست مهم اینه که این باعث میشه جدی تر به وبلاگ نویسی نگاه کنم و براش وقت بزارم و دیگه اینکه تو دنیای وب اونقدر شناخته شدم که حداقل یه همچین دعوت نامه ای واسم بیاد و بهونه ای بشه دوستان وبلاگنویس برتر رو از نزدیک ببینم 

بگذریم از بحث جشن و اینا بریم سر وقت چیزای خوب 
بابام امشب از یه سفر ماموریتی خارجی ۱ هفته ای برگشت منم که همیشه موقع بازگشت بابا جونم از اینجور سفرها عشق پدر فرزندیم قلمبه میشه و دلم زود زود براش تنگ میشه که زووووود برگرده خونه وگرنه کیه که حواسش به سوغاتیا بره
بابام هم قربونش برم الهی واقعا خوش سلیقه و خوش سوغاتیه همیشه هم سوغاتیای من خوشگلتر و قشنگتر از آب در میاد نمیدونم چرا
(جدی گفتما)
فکر کنم مغازه دارهای خارجکی هم میدونن که من خیلی دوست داشتنی و ناز هستم عالیترین جنس مغازه رو در اختیار بابا جونم قرار میدن و تازشم اونارو پیشکش میکنن چون بابام هیچوقت پولشونو ازم نمیگیره 
یکعدد چکمه خوشگل و خوش دوخت که البته واسم تنگ بود
از بابام بعید بود چون امکان نداره سوغاتی یا خریدی انجام بده اندازه ام نشه! ماشالا سانت به سانت بدنمو حفظه 
کلی مداد و ماژیک و خودکار های رنگی منگی که فداش بشم تا دیده من رفتم خرید لوازم تحریر کردم گفته حتما لازم دارم
بابام هم مثل خودمه تو خرید خوب میخریم خوب میگردیم خداییش اگه وقت باشه حوصله خرید داریم ریز ریز ویترین مغازه ها رو نیگا میکنیم 
یه نمونه خوبی که این خرید با حوصله داره این بود که تو سفر دبی دسته جمعی رفتیم تو یه فروشگاه بعد اونجا قرار شد پخش بشیم هر کی خرید خودشو انجام بده سر یه ساعت معینی دم در باشیم
وقتی رسیدیم هتل وسایلمون رو ریختیم وسط که نشون بدیم
منم خرید زیادی نداشتم ولی از خریدام راضی بودم یه شمعدون (+) خوشگلی گرفتم که هر کی دید خوشش اومد گفت پس چرا من ندیدم منم میخوام ازین حرفا که گفتم اینهههههه همین یکی رو داشت که اونم ته قفسه بود! 
البته ازین خریدا زیاد داشتم که همه فکشون اومد پایین که چرا اونا ندیدن! و تو فامیل هم به داشتن چیزای تک معروفم
چون شخصا چیزی رو میپسندم که خوشگل و تک باشه که تو دست کمتر کسی ببینم حتی اسمم رو هم دوست دارم چون تک و خاصه مثل خودم
حالا جدی نگیر خودشیفتگیم زد بالا 
بیربط نوشت:سر کلاس نشسته بودم یهویی دلم خواست رو صندلیم اینو (+) بنویسم 

راستی کیا ۵ شنبه میرن جشن بگن که لباسامونو ست کنیم باهم که اونجا گم نکنیم همو
اضافات : اون عکس پیشی هم خوشم اومد گذاشتمش یه جورایی مثل من حیوونکیه نه؟؟ 
اضافات۲: من چرا هرکیو میبینم دعوت شده جشن نکنه کاسه ای زیر نیم کاسه اس یا شایدم من با کله گنده های وبلاگستان در ارتباطم؟؟ 
خاص نوشت : کاش تو هم پیشم بودی و دستمو میگرفتی که اونجا تنها نمونم خودت خوب میدونی که همیشه تنهام بدون تو و همه جا تورو کم دارم 
بازم اینجا رنگی منگی شد اثرات اون لوازم تحریره منو سنه نه!